X
تبلیغات
رایتل

مجله موفقیت سردابه ای از پند

سردابه ایی از جملات پندآموز در نشریه اینترنتی موفقیت - شما هر روز می توانید در مجله موفقیت شاهد سخنان بسیار زیبا و حیرت آور بزرگان باشید

بخش چهارم درس های آنتونی رابینز

شنبه 2 تیر‌ماه سال 1386 04:35 ق.ظ نویسنده: اسماعیل رفیعی چاپ
پرسش کلید پاسخ است
در میان آگاهیهای انسانی، نیروی پرسش به منزل اشعه لیزر است. از این نیرو برای بر
طرف کردن هرگونه مانع و مشکل استفاده کنید.
نخستین فرق میان افراد موفق و ناموفق چیست؟ موضوع بسیار ساده است: افراد موفق
سؤالات بهتری از خود پرسیده اند ، و در نتیجه پاسخهای بهتری نیز گرفته اند. هنگامی
که اتومبیل متولد شد ، صدها نفر دست به ساختن آن زدند. اما هنری فورد با دیگران فر
ق داشت و از خود پرسید( چگونه می توانم این ماشین را به تولید انبوه برسانم؟) در
اروپای شرقی، میلیونها نفر در زیر یوغ آهنین کمونیزم، رنج کشیدند،اما یک نفر به نام
لخ والسا شهامت داشت که از خود بپرسد( چگونه می توانم معیارهای زندگی مردان و زنان
کارگر را بالاتر ببرم؟)
اگر به توسن خیال خود میدان دهید، چه پرسشهایی در ذهنتان مطرح می شود؟
آیا با این اظهار نظر موافقید یا مخالف؟ تفکر چیزی غیر از پرسیدن و پاسخ دادن به
پرسشها نیست. برای اینکه در مورد همین سؤال ، نظر موافق یا مخالف بدهید، حتماٌ از
خود پرسیده اید( آیا این موضوع درست است یا نه؟)و یا ( آیا من با این گفته موافقت
دارم؟)
بیشتر تفکرات ما، خواه در زمینه ارزیابی باشند( فلان چیز چطور است؟) خواه در زمینه
تصور(چه چیزی امکان پذیر است؟)و یا تصمیم گیری ( چه باید بکنیم؟)متضمن نوعی پرسش و
پاسخ است.
پس اگر می خواهیم کیفیت زندگانی خود را تغییر دهیم، باید تغییری را در سؤالاتی که
از خود یا دیگران می پرسیم به وجود آوریم.
کودکان، قهرمانان همیشگی طرح پرسش اند. اگر از سادگی و کنجکاوی کودکانی که به گرفتن
پاسخ اصرار دارند تقلید کنید چه چیزهایی را به دست می آورید؟
کارهایی که تاکنون در زندگی خود کرده ام، همه ناشی از مطالبی بوده است که از خود
پرسیده ام:علت کارهایی که مردم می کنند چیست؟ چرا بعضیها علی رغم نداشتن امکانات،
در زندگی خود موفق می شوند و بعضی دیگر با وجود اختیار داشتن منابع بیشتر، ناموفق
می مانند؟چگونه می توانیم از افراد موفق سر مشق بگیریم؟چگونه می توانیم راحتتر و
سریعتر از گذشته، تغییراتی را در خود به وجود آوریم ؟ چگونه می توانیم کیفیت زندگی
همه افراد را بهتر سازیم؟
پرسشهای اساسی که زندگی کنونی شما را شکل داده است کدام است؟
پرسشهای خوب ، زندگی خوب را به وجود می آورد. شرکتهای بازرگانی هنگامی در کار خود
موفق می شوند که تصمیم گیرندگانشان پرسشهای صحیحی در زمینه خطوط تولید، بازار، یا
برنامه ریزیهای هدفمند مطرح کنند. روابط شخصی افراد، هنگامی شکوفا می شود که
پرسشهای صحیحی درباره علت بروز اختلاف ونحوه حمایت از یکدیگرمطرح کنند نه اینکه
راههایی برای آزردن یکدیگر بیندیشند. جوامع نیز هنگامی به رفاه می رسند که
رهبرانشان درباره مهمترین مسائل و نحوه همکاری افراد جامعه برای رسیدن به هدفهای
مشترک، سؤالات صحیحی طرح نمایند .
برای اینکه هر یک از جنبه های زندگی خود را بهبود بخشید، می توانید سؤالاتی را مطرح
کنیدو پاسخها یا راه حلهایی را بیندیشید که شما و عزیزانتان را به سطحی بالاتر، از
نظر موفقیت و لذت برساند. آیا لازم می دانید سؤالاتی را در زمینه کیفیت زندگی،
اراده و تعهد، و خدمت به دیگران مطرح کنید؟
اثرات جنبی و زنجیره ای پرسش ، خارج ازحدتصورماست. اگرناتوانیهاو محدودیتهای خود را
مورد سؤال قرار دهیم. بسیاری از دیوارها فرو می ریزندو موانعی که بر سر راه
موفقیتهای بازرگانی، روابط شخصی ، و حتی روابط بین کشورها وجود دارد از بین می
روند.پیشرفتهای بشر، کلاٌ براثرطرح پرسشهای تازه بوده است .
آیا میتوانید پرسشهای تازه ای از خودبکنید که زندگی امروزیتان را بهبود بخشد؟
بحثی نیست که ظرفیت مغز ماشگفت انگیز است. در واقع اگر بخواهیم کامپیوتری بسازیم که
ظرفیت نگهداری اطلاعات آن به اندازه مغز انسان باشد، چنین کامپیوتری به اندازه دو
برابر ساختمان مرکز بازرگانی جهانی به فضا احتیاج خواهد داشت. با وجود این، اگر
ندانیم چگونه به منابع ذهنی خود دسترسی پیدا کنیم و از ذخایر عظیم اطلاعاتی خود
بهره مند شویم ، آن همه ظرفیت مغزی، بی فایده خواهد بود. کلید دستیابی به این بانک
اطلاعاتی چیست؟ نیروی بی چون و چرای پرسش. علت اینکه نمی توانیم از تجارب خود
استفاده کنیم، غالباٌ ضعف حافظه نیست، بلکه علتش آن است که سؤالات صحیحی از خود نمی
کنیم تا نیروهای ما رافعال سازد.
کامپیوتر مغز،همیشه آماده خدمتگزاری به شماست،و هر سؤالی را که به آن بدهید،
مطمئناً پاسخی برایش خواهد یافت.اگر سؤال شما یاوه باشد(مثلاً چرا من همیشه بدبخت و
گرفتارم؟)طبعاً جوابی یاوه هم خواهید گرفت.از سوی دیگر،اگر سؤال بسیار خوب وثمربخشی
بکنید(مثلاً چگونه می توانم از این موقعیت استفاده کنم؟)خود به خود به راه حلهای
مناسب هدایت خواهید شد.
پاسخهای تازه،از پرسشهای تازه برمی خیزند.هم اکنون چه سئوال نیروبخشی به نظرتان می
رسد که از خود،یا از عزیزانتان بپرسید؟
دوست من آقای دابلیومیچل از نظر طرح سؤالات درخشان،نمونه است.وی در یک حادثه
فجیع،تمام بدنش فلج شد.اما غصه و تاسف رابه خود راه نداد و درعوض از خود پرسید( چه
چیز های هنوز برایم باقی مانده است ؟) اندیشید( اکنون چه کارهایی از من ساخته است
که حتی در گذشته نمی توانستم انجام دهم؟به علت وقوع این حادثه، چه خدمتهایی می
توانم به دیگران بکنم؟)
در بیمارستان ، باپرستاری به نام آنی آشنا و بلافاصله به او علاقمند شد . بدن میچل
چنان سوخته بود که شناخته نمی شد و بعلاوه از کمر به پائین بکلی فلج شده بود،اما
چنان جسارتی داشت که از خود پرسید( چگونه می توانم دل او را به دست آورم؟) و چندی
نگذشت که با یکدیگر ازدواج کردند . اگر از شکست و یا جواب منفی نمی ترسیدید، هم
اکنون چه پرسشهایی از خود می کردید؟
بعضیها در مسائل مربوط به عشق و زناشویی، پا پیش نمی گذارند، زیرا  از خود  سؤالاتی
 می کنند که آنان را مردد می سازد. مثلاٌ ( اگر خواستگاری بهتر از من داشت چه ؟ اگر
خود را گرفتار کردم و جواب رد شنیدم چه ؟ ) و بدین ترتیب نمی توانند از امکاناتی که
در اختیار دارند استفاده کنند.
در روابط زناشویی می توان پرسید( چه بخت بلندی داشتم که تو وارد زندگی من شدی ؟)
( از کدام خصوصیت تو بیش از همه خوشم می آید؟) ( پیوند با تو، چقدر زندگی ، ما را
غنی تر کرده است؟)
از خود و همسرتان، چه سؤالاتی می توانید بکنید که باعث شود خود را خوشبخت ترین
افراد عالم بدانید؟
هر قدر که در زندگی خود به موفقیتهایی رسیده باشیم، بالاخره زمانی فرا می رسد که در
مسیر پیشرفت فردی و شغلی خود به موانعی بر می خوریم. بروز مشکلات ، به خودی خود
چندان مهم نیست ، بلکه واکنش شما در هنگام بروز مشکل دارای اهمیت است . برای یافتن
راه حل ، به نکات زیر توجه کنید:
پرسشهای مربوط به یافتن راه حل
1 –
در این مشکل، چه جنبه خوب و مثبتی می توان یافت؟
2 –
 چه چیزی هنوز کامل نیست؟ 
3 –
 برای اینکه وضعیت را به صورت دلخواه در آورم چه باید بکنم؟
4 -
برای اینکه وضعیت را به صورت دلخواه در آورم چه کارهایی را نباید انجام دهم؟
5 –
 ضمن انجام کارهایی که برای بهبود شرایط لازم است، چگونه می توانم از تلاش خود
لذت ببرم؟
چه عاملی سبب شد که دانلد ترامپ از راه معاملات املاک، ثروت بی حسابی بدست آورد؟
مسلماٌ یکی از رموز موفقیت او، شیوه ارزیابی وی بوده است. او در ارزیابی هر ملکی که
از نظر او می توانست منافع اقتصادی قابل ملاحظه ای در بر داشته باشد، از خود می
پرسید( بدترین حالت ممکن کدام است؟و اگر آن بدترین حالت اتفاق بیفتد آیا من قادر به
تحمل خسارت آن هستم؟) و وقتی می دیدکه می تواند بدترین حالت ممکن را تحمل کند آن
معامله را انجام می داد ، زیرا اگر آن حالت اتفاق نمی افتاد ، طبعاٌ سود سرشاری می
برد. پس از آنکه ترامپ رو به ورشکستگی رفت، ناظران اقتصادی متوجه شدند که وی دچار
غرور شده و خود را شکست ناپذیر می دانسته است و بعلاوه به سؤال ( بدترین حالت ممکن
چیست )دیگر توجه نمی کرده است.
بخاطر داشته باشید که نه تنها سؤالاتی که از خود می پرسید، بلکه حتی سؤالاتی هم که
مطرح نمی کنید، در سرنوشتتان مؤثرند.
پرسشهایی که دائماٌ از خود می کنیم، موجب رخوت یا نشاط، کج خلقی یا خوشرویی و
بدبختی یا خوشبختی ما می شوند. پرسشهایی از خود بکنید که روحیه شما را تقویت کنند و
شما رادر جاده بهروزی انسان، به پیش برانند.
 اگر تاکنون بارها سعی کرده ایدکه وزن خود را کم کنید و موفق نشده اید،ممکن است به
این علت باشد که سؤالات نادرستی از خود پرسیده اید. مثلاٌ ( چه بخورم که کاملاٌ سیر
شوم؟) یا( شیرینترین و مقوی ترین غذایی که میتوانم بخورم چیست؟)
بجای سؤالات بالا، چه می شداگر می پرسیدید ( چه غذایی نیازهای بدن مرا واقعاٌ تامین
می کند؟) یا ( کدام غذای سبک و خوشمزه را می توانم بخورم که به من انرژی کافی
بدهد؟) و هنگامی که به پرخوری و سورچرانی وسوسه می شدید می گفتید( اگر اکنون این
غذا را بخورم، بعداٌ از خوردن چه غذاهایی باید خودداری کنم تا بازهم به هدف خود
برسم؟(اگر اکنون خود را کنترل نکنم بعداٌ به چه قیمتی برایم تمام خواهد شد؟) 
اگر در سؤالات عادتی که همیشه از خود می کنید،تغییر کوچکی بدهید، تغییری اساسی در
زندگیتان به وجود خواهد آمد.
پرسشها بلافاصله باعث انحراف فکر در نتیجه موجب تغییر احساسات ما می شوند در زندگی
هر کسی، لحظات و خاطرات زیبایی وجود دارد که یادآوری آنها احساسی دلپذیر  ب به وجود
می آرود. مثلاٌ اولین روزی که به تنهایی از منزل خارج شدید، یا تولد اولین
فرزندتان، یا صحبت با دوستی که باعث تقویت اعتماد به نفس در شما شده است. پرسشهایی
از این قبیل که ( به خاطر چه چیزهایی باید شکر گذار باشم؟) و یا ( در حال حاضر چه
چیزهای عالی در زندگی خود دارم؟) باعث می شود که این لحظات را بخاطر آوریم و نه فقط
احساسی خوب نسبت به زندگی خود پیدا کنیم، بلکه به عزیزان و اطرافیان خود نیز بیشتر
خدمت نمائیم.
میان پرسش و استفاده از عبارات تاکیدی، تفاوت بزرگی است. ممکن است به عنوان تاکید و
تلقین به نفس، یک روز تمام با خود بگویید( من خوشبختم، من خوشبختم، من خوشبختم).
اما اثر این تلقین در ایجاد ایمان و یقین، غیر از این است که از خود بپرسید(اکنون
به چه دلیل خوشبختم؟ اگر بخواهم احساس رضایت کنم، از چه چیزهای می توانم راضی
باشم؟) پرسش، تنها تکرار مکررات یک جمله نیست، بلکه باعث تغییر مرکز توجه می شود و
دلایلی واقعی و قاطع برای تغییر احساس به وجود می آورد. بدین ترتیب، بجای تکرار صرف
عبارات تاکیدی، عملاٌ تغییری در احساس به وجود می آید. تغییری که واقعی و پایدار
است.
چگونه می توان بهبودی فوری در زندگی ایجاد کرد؟ راهش کشف و الگو برداری از پرسشهای
عادتی افرادی است که مورد احترامتان هستند. اگر کسی را یافتید که بی نهایت خوشحال و
راضی است، یقین داشته باشید که دلیلش یک چیز است: این شخص، دائماٌ به چیزهایی توجه
می کند که موجب رضایت و شادی اند، و دائماٌ چیزهایی از خود می پرسدکه شادمانی او را
افزون می سازند. کسانی هم که به موفقیتهای بزرگ مالی دست می یابند، عموماٌ در زمینه
سرمایه گذاری سؤالات متفاوتی را مطرح می کنند.
برای اینکه به سطحی تازه از موفقیت در هریک از جنبه های زندگی دست یابید، در جستجوی
کسانی باشید که قبلاٌ به هدفهای دلخواه شما رسیده اند. آنگاه سؤالاتی را که آنان می
کنند، الگو برداری کنید.
یکی از عوامل اصلی موفقیت، آمادگی برای گرفتن پاسخ است. والت دیسنی در زمانی که
فیلم ( سرزمین عجایب) را می ساخت، راه منحصر به فردی رابرای پرسش یافته بود. وی
سرتا سر یک دیوار را به معرفی مراحل گوناگون طرح، اختصاص داده و از کلیه کارکنان
پرسیده بود(چه پیشنهاد اصلاحی به نظرتان می رسد؟)
 بدین ترتیب وی به قدرت خلاقه یک گروه عظیم دسترسی پیدا کردو در پاسخ به آن سؤ‌الات
خوب، به نتایج خوبی رسید.
لازم نیست که حتماٌ در راس یک سازمان بزرگ باشید تا بتوانید از این شیوه استفاده
کنید. آیا می توانید راههای دیگری برای استفاده از این روش پیدا کنید؟ از میان
افرادی که هر روز با آنها سر و کار دارید، چه کسانی می توانند گنجینه منابع
اطلاعاتی خود را در اختیارتان بگذارند( البته اگر بخواهید و بپرسید)؟
پاسخهایی که می گیریم به سؤالاتی که می خواهیم بپرسیم بستگی دارد. نکته آن است که
باید سؤال خاصی را پیدا کنید که روحیه شما را نیرومند سازد. به عنوان مثال اگر
آموزش و پیشرفت، در نظرتان دارای اهمیت است، سؤالی از این قبیل( چگونه می توانم از
وضعی که پیش آمده استفاده و در آینده، بهتر عمل کنم؟)برای بهبود روحیه واز میان
بردن عواطف منفی کاملاٌ مفید و مؤثر است.
در موقعیتهای دشوار زندگی، از خود بپرسید( آیا ده سال دیگر هم این موضوع اهمیت
خواهد داشت؟)
هنگام برخوردهای شخصی و بگو مگو با اشخاص، از خود بپرسید ( چه عامل دیگری ممکن است
باعث ناراحتی این شخص شده باشد و من چگونه می توانم به او کمک کنم؟) و این پرسش
باعث می شود که اختلافات، به سرعت حل شود و بتوانید محبت خود را ابراز کنید.
نوع بشر قدرت چشم پوشی و فراموشی عجیبی دارد. در هر لحظه معین امور بی شماری هست که
می تواند مورد توجه ما قرار گیرد، اما فقط می توانیم به چند مورد بطور آگاهانه
منمرکز شویم.
با طرح یک سؤال، خواه آن را از خودتان بپرسید یا از دیگری، بلافاصله مرکز توجه شما
تغییر می کند. مثلاٌ اگر از همکار یا یکی از اعضای گروه خود بپرسید( می دانی کاری
که می کنیم چه اثری در جامعه باقی می گذارد؟) بلافاصله همه جزئیات پر دردسر طرح را
فراموش می کند و متوجه منافع دراز مدت آن می شود.
آیا می توانید از این شیوه برای کمک به فردی که می شناسید استفاده کنید؟
در جستجوی هر چیزی که باشیم، همان را خواهیم یافت. برای اینکه این موضوع ثابت شود
تمرینی را انجام دهید. در جایی که اکنون نشسته اید به مدت یک دقیقه به اطراف توجه
کنید، آنگاه از خود بپرسید( چه چیزهایی به رنگ قهوه ای در اینجا وجود دارد؟) نام
اشیاء قهوه ای را روی کاغذ بنویسید.
سپس چشمان خود را ببندید و سعی کنید اشیاء سبز رنگ را بخاطر آورید. اگر قبلاٌ به
موقعیت محل آشنایی داشته باشید این کار کمی دشوار است، اما اگر در محل نا آشنایی
باشید به طور قطع بسیار دشوار خواهد بود! بخاطر آوردن اشیاء قهوه ای آسان است اما
اشیاء سبز را نمی توان به آسانی بخاطر آورد.
برای اینکه به نتیجه برسید چشمان خود را باز کنید و بار دیگر اشیاء اطراف را از نظر
بگذرانید. این بار بیشتر اشیاء سبز را خواهید دید! بخاطر داشته باشید،( هرچه را
بجویید همان را می یابید.) متوجه باشید که در جستجوی چه چیزی هستید.
این که چه کاری را ممکن و چه کاری را غیر ممکن بدانیم بسته به سؤالاتی است که از
خود می کنیم. کلمات خاص و ترتیبی که از آنها استفاده می شود باعث می شود که بعضی
امکانات را در نظر نگیریم و یا بعضی از امکانات را کاملاٌ مسلم بپنداریم. مثلاٌ
وقتی می پرسید چرا من همیشه کارها را خراب می کنم؟ بطور ناخواسته فرضیه ای را قبول
کرده اید و آن این است که واقعاٌ کار را خراب می کنید، در حالی که ممکن است واقعاٌ
چنین نباشد.
سعی کنید فرضیات را بنفع خود بنا کنید. برای تقویت باورهای تازه از خاطرات و
اطلاعات خود کمک بگیرید. از خود بپرسید( این تجربه چگونه مهارتهای مرا کامل می
کند؟) یا
 ( صحبتهایی که با هم کردیم چگونه روابط ما را قویتر و محکمتر می سازد.)
پرسش باعث می شود پاسخهایی که ظاهراٌ اصلاٌ وجود ندارد پیدا شود. در اوایل کارم یکی
از همکاران من مبالغ هنگفتی از پولهای شرکت را اختلاس کرد. مشاورانم بارها به من
گفتند که اعلام ور شکستگی کنم . اما من از خود پرسیدم( چگونه می توانم این کار
راسروسامان دهم؟ چگونه می توانم کاری کنم که شرکت من حتی مؤثرتر از گذشته عمل کند؟
چگونه می توانم حتی هنگامی که خواب هستم به مردم کمک کنم؟)این پرسشها باعث شد
بتوانم یک برنامه تلویزیونی بسیار موفق را طراحی کنم که تاکنون به زندگی میلیونها
نفر کمک کرده است.
اگر پاسخی را که انتظار دارید، دریافت نکنید آیا دلسرد می شوید؟ یا اینکه همچنان به
پرسیدن ادامه می دهید تا به پاسخ مورد نیاز برسید؟
یک برنامه روزانه شبیه مراسم دعا یا عبادت برای خود در نظر بگیرید. سعی کنید هر روز
دو یا سه پاسخ به هر یک از پرسشهای زیر بدهید و از نوری که در وجودتان ایجاد می شود
لذت ببرید. اگر پاسخ دادن به این سؤالات برایتان دشوار است تغییر کوچکی در جمله
بندی آنها بدهید.مثلاٌ به جای ( در حال حاضرچه چیزی بیش از همه موجب رضایت وخوشبختی
من است؟) می توانید بپرسید( اگر بخواهم از چیزی در زندگی خود راضی باشم، آن چیز
کدام است؟)
پرسشهای نیرو بخش صبحگاهی
1 –
 در حال حاضر در زندگی من چه چیزی باعث خوشحالی است؟ چه چیزی مرا راضی می کند؟
نسبت به آن چه احساسی دارم؟
2 –
 در حال حاضر چه چیزی در زندگی من مایه شور و هیجان است. کدام جنبه آن مرا به
هیجان می آورد؟ نسبت به آن چه احساسی دارم؟
پرسشهای نیروبخش صبحگاهی ( ادامه)
3 -
در حال حاضر در زندگی خود به چه چیزی افتخار می کنم؟ چه جنبه ای از آن مایه
افتخار است؟ نسبت به آن چه احساسی دارم؟
4 -
در حال حاضر در زندگی خود نسبت به چه چیزی شکر گزارم؟
5 -
در حال حاضر در زندگی خود از چه چیزی لذت می برم؟ کدام جنبه آن لذتبخش است؟
نسبت به آن چه احساسی دارم؟
6 –
در حال حاضر در زندگی خود به چه چیزی پابندم؟ کدام جنبه آن مرا متعهد می سازد؟
نسبت به آن چه احساسی دارم؟
7 –
چه کسی را دوست دارم؟ چه کسی مرادوست دارد؟چه چیزی عشق آفرین است؟ نسبت به آن
چه احساسی دارم؟
بعد ها یاد خواهید گرفت که چگونه دعای موفقیت روزانه را به شکل مؤثرتری انجام دهید.
برای تکمیل پرسشهای نیروبخش صبحگاهی، سه پرسش نیروبخش شامگاهی را نیز پیشنهاد می
کنیم،تا بتوانیم وقایع روز گذشته را به کمک آنها مجسم و ارزیابی کنید. شما که در
طول روز پرسشهای ثمربخشی از خود کرده اید خوب است باطرح پرسشهای شامگاهی روحیه
بگیرید و آنگاه به بستر بروید.
پرسشهای نیروبخش شامگاهی
1 –
امروز چه چیزهایی را بخشیده ام؟ چه کمکهایی به دیگران کرده ام.
2 –
امروز چه چیزهایی یاد گرفته ام؟ چه مهارتهاو امتیازات تازه ای کسب کرده ام؟
3 –
امروز تا چه حد کیفیت زندگی خود را بالا برده ام؟ چگونه می توانم ذخیره امروز
را سرمایه فردای خودسازم؟
4 – ( اگر دلتان می خواهد پرسشهای نیروبخش صبحگاهی را تکرار کنید؟)
 تنها چیزی که نیروی پرسش را محدود می سازد عقاید ما درباره امور ممکن و غیر ممکن
است. یکی از اعتقادات اساسی که تاثیر مثبتی بر سرنوشت من داشته است این است که اگر
من به پرسیدن ادامه دهم مسلماٌ پاسخ لازم را خواهم گرفت. پاسخ همیشه کافی هست. کافی
است سؤال صحیحی را مطرح کنیم.
سؤالات مناسبی که می توانید مرتباٌ از خود بپرسید کدام است؟ در زندگی من در سؤال
ساده و نیرومند برای غلبه بر مشکلات نقش داشته است: ( چه حسنی در این کار وجود
دارد؟)و ( چگونه می توانم از این موقعیت استفاده کنم؟) پرسش اول افکار منفی ما را
از بین می برد و باعث می شود که معنای دلخواه رابه وقایع زندگی خود بدهیم.پرسش دوم
توجه ما را از ( چرا) به (چگونه) و پیدا کردن راه حلها معطوف می کند.
دو پرسش را که موجب تغییر روحیه و دستیابی به نیروی درونی می شود طرح کنید. این
پرسشها را به پرسشهای نیروبخش صبحگاهی بیفزایید تا جزء لاینفک دعاهای روزانه شما
برای مو فقیت باشند.
لئوبو سکالیا پرسش ساده ای را مطرح کرده است که می تواند تغییری بزرگ پدید آورد .
این شخص در زمینه روابط انسانی خدمات بزرگی را انجام داده است. پدر بوسکالیا هر شب
از او می پرسید( امروز چه چیزی را یاد گرفته ای ؟) و کودک که می دانستا باید پاسخی
را برای این این سؤال آماده داشته باشد، اگر اتفاقاٌ در آنروز چیز جالبی رادر مدرسه
یاد نگرفته بود فوراٌ به سراغ دائرة المعارف می رفت. چندین دهه بعد باز هم بوسکا
لیا بهبستر نمی رفت مگر اینکه چیزی تازه و ارزشمند یاد گرفته باشد.
اگر این پرسش یا پرسشی نظیر آنرا جزو برنامه روزانه خود قرار دهید چه تاثیری در
زندگی شماو یافرزندانتان خواهد داشت؟ آیا می توانید به این کار به اندازه خواب و
خوراک اهمیت دهید؟
زمانی فرا میرسد که باید از پرسش دست بردارید و عمل را آغاز کنید پرسشهایی از این
قبیل که (هدف واقعی از زندگی چیست ؟) ( به چه چیزی بیش از همه پا بندم؟) و( علت
وضعیت فعلی من چیست؟) سؤالات بسیار خوبی هستند اما اگر خود را برای یافتن پاسخ معذب
کنید نتیجه چندانی نخواهید گرفت. حد پاسخ به هریک از این سؤالات آن است که موجب
اطمینان و اقدام به عمل شود. پس برای گرفتن نتیجه ابتدا ببینید چه چیزی ( دست کم در
حال حاضر ) برایتان بییشترین اهمیت را دارد و با استفاده از نیروی فردی به دنبال آن
بروید و کم کم کیفیت زندگی خود را تغییر دهید.
نظرات (4)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
morvarid
it was best and enjoyable
امتیاز: 0 0
هادی
این حرفهای آنتونی رابینز خیلی تاثیر گذار است.صاحب این وبلاگ هم به آرزوش برسه حتی اگه یه بنز اس ۵۰۰ بخواد یا کارخونه بنز رو
امتیاز: 0 0
مرتضی نجف پور
مغز هرانسانی نیاز به انرژی دارد
و من هر وقت احساس کنم که نیاز به انرژی دارم سری به مطالب رابینز می زنم
امتیاز: 0 0
پریسا
سلام
ازتون تشکر میکنم و صمیمانه براتون آرزوی بهترین ها رو میکنم.
خیلی دنبال مطالب اقای رابینز بودم .ونشد ک کتابشون هم بگیرم.
امتیاز: 0 0